|
ورود به ايران
فقيد سعيد آيتاللهالعظمي شيرازي پس از سالها كوشش و فعّاليت علمي و مجاهده و مبارزه با جائران و ظالمان حاكم بر عراق و سرسپردگان استعمار، در روز دوشنبه 27 ذيقعدة الحرام 1395 هجريقمري برابر با 10 آذرماه 1354 شمسي، با قلبي متأثّر از آنچه بر كشور عراق و ملّت در بندش ميگذرد و تألّمي فزونتر از آنچه كه از سوي رژيم ستمشاهي در ايران جريان داشت، ولي به اميد پيروزي اسلام و شكست ستمگران و زورگويان و به قصد ادامةمبارزه در ميان ملّت فداكار و قدردان ايران و به منظور حفظ سنگر مقدّس مرجعيّت و گسترش حوزة علم و اداي رسالت خطير خود در اين راه، در حاليكه شديداً از سوي دستگاه امنيّتي عراق و ايران تحت كنترل بود، قدم به خاك ايران نهاد.
[بازگشت]
آنچه در قصر شيرين و باختران گذشت
در ابتداي ورود به ايران توقّفي كوتاه در قصر شيرين و باختران داشت. در اين دو شهر با همة محدوديّتهاي شديد و اختناق، بر اساس اطّلاع قبلي مردم، عدّة زيادي از علماء و روحانيان و ساير اقشار مردم از نقاط مختلف آن اُستان به ديدار ايشان شتافتند، و استقبال پرشكوه و شايستهاي از آن مرجع عاليقدر به عمل آوردند، كه اين امر وحشت و خشم دستگاه جبّار را برانگيخت. مدّت اقامت در باختران بسيار كوتاه بود و ايشان در ميان كنترل شديد مأموران امنيّتي با آقايان علماء و روحانيان معظّم و ديگر اقشار مردم مؤمن و غيور آن منطقه ديدار كرد. پس از سه روز كه قصد عزيمت به تهران را به وسيلة هواپيما داشت، دستگاه خائن ساواك منحلّه با زمينهسازيهاي قبلي عملاً از حركت معظّمٌله به تهران جلوگيري نمود و به بهانة وجود برف و باران از ورود هواپيما به فرودگاه خودداري ميشد. و اين وضع به مدّت سه روز ادامه داشت؛ زيرا رژيم پليد ايران آمادگي فوقالعادة مردم تهران را در استقبال از معظّمٌله دريافته بود، خصوصاً كه آن روزها به علّت عزيمت حجاج بيتاللهالحرام، فرودگاه تهران از نظر كثرت جمعيّت وضع خاصّي داشت، و ورود ايشان در چنين شرايطي رژيم را نگران ساخته بود؛ به همين سبب سعي داشت ورود آن مرجع بزرگوار چند روزي به تأخير افتد و بعد هم ايشان بدون اطّلاع قبلي به تهران وارد شود، كه البتّه تصميم قاطع ايشان بر حركت هرچه سريعتر و شور و شوق مردم، موجب شد تا آن فقيد سعيد عليرغم همة تضييقات و فشارها و كنترل شديد مأموران، پس از پنج روز باختران را ترك گفته و با وسيلة نقلية زميني رهسپار تهران شود. هنگام ورود به تهران استقبال باشكوهي در ميدان آزادي از سوي علماء و روحانيان و مردم تهران از ايشان به عمل آمد و پس از ورود، به سوي اقامتگاه خود در منزل مرحوم آيتالله تقوي شيرازي عزيمت كرد و گروهگروه از روحانيان و قشرهاي مختلف به ديدار معظمٌله شتافتند.
[بازگشت]
توقف چند روزه در تهران
اقامت آن مرجع عاليقدر در تهران با كنترل شديد مأموران رژيم همراه بود بطوريكه همان روز اوّل، محلّ سكونت ايشان در محاصرة پليس و عُمّال ساواك شاه قرار گرفت و با وسائل و عوامل و تجهيزاتي كه داشتند، ديد و بازديدها و رفت و آمدهاي شخصيّتها و جمعيّتهاي مختلف و ملاقاتهاي مرحوم آيتاللهالعظمي شيرازي را محدود و زير نظر ميگرفتند. مثلاً وقتي خبرنگار يكي از روزنامههاي معروف تهران براي كسب خبر از ورود آن مرجع مجاهد و درج در روزنامه به اقامتگاه موقّت ايشان مراجعه كرده بود، پس از دو روز به عنوان پوزش از درج نكردن خبر در رونامه اظهار داشت: وقتي ما ميخواستيم خبر ورود آقا را در روزنامه درج نمائيم مأمور ويژة ساواك مستقرّ در روزنامه ـ كه طبق معمول كليّة خبرها را كنترل ميكند ـ با عصبانيّت و خشم فوقالعادهاي گفت: «ميدانيد از چه كسي ميخواهيد در روزنامه تجليل كنيد؟ از يك فردِ صددرصد مخالف شاه (!!) كسي كه در 15 خرداد 42 در يكي از اعلاميههاي خود از شاه با عبارت عاقبت گرگزاده گرگ شود ياد كرده است»، و بدين ترتيب حتّي از منعكس نمودن خبر ورود آن مرجع بزرگوار در رونامه جلوگيري شد.
پس از اقامت كوتاهي در تهران نمايندگان مراجع معظّم تقليد قم با نامههائي از آنان مبني بر تبريك ورود، به منزل معظّمٌله آمدند و خواستار تشرّف آن فقيه عاليقدر به آستانة مقدسة قم شدند كه اين دعوت پذيرفته شد و ايشان به منظور تشرّف به زيارت حضرت معصومه سلاماللهعليها راهي قم شد و به هنگام ورود به قم، از طرف حوزة علميه و ساير اقشار مردم مبارز شهر خون و قيام، استقبال بينظيري از وي به عمل آمد.
[بازگشت]
تشرف به قم
مرحوم آيتاللهالعظمي شيرازي طيّ اقامت چند روزة خود در شهر مذهبي قم، ديدارها و ملاقاتهاي عديدي با مراجع معظّم تقليد اين شهر، پيرامون نهضت اسلامي ايران و اوضاع عراق و خطراتي كه اين كشور و ملّت مسلمان آن را در معرض تهديد قرار داده است، داشت و در اين ملاقاتها لزوم انجام مبارزات وسيع و پردامنه با رژيم فاسد ايران و تشكّل و انسجام هرچه بيشتر اقشار مردم براي گسترش نهضت اسلامي، مورد مذاكره و بررسي قرار گرفت و بر نقش حسّاس و حركتساز مراجع تقليد در تقويت و پيشتازي نهضت ملّت مسلمان ايران تأكيد گرديد.
از سوي ديگر علماء و مدرّسان حوزة علمية قم در ديدارهاي مختلفي با ايشان، ضمن طرح مسائل و مشكلات گوناگون، خواستار اَكيد اقامتشان در قم ميشدند و اظهار مي نمودند كه وجود ايشان در حوزة علمية قم به عنوان بزرگترين وزنة علمي و محور فقهي ميتواند در پيشبرد هدفها و جهت دادن به برنامههاي علمي حوزه تأثير شگرفي داشته باشد؛ ولي فقيد سعيد آيتاللهالعظمي شيرازي اين امر را موكول به مطالعه و بررسي و استخاره از ذات مقدّس پروردگار متعال نمود؛ زيرا طيّ همين مدّت كوتاه كه معظمٌله در قم و تهران اقامت داشت، از سوي علماء و جامعة مدرّسان حوزة علمية مشهد مقدّس و نيز طلاب علوم ديني تلگرامها و طومارهاي زيادي مبني بر دعوت از ايشان جهت اقامت در مشهد مقدّس و درك فيض از محضر آن مرجع عاليقدر واصل ميگرديد و خواستار آن بودند كه معظّمله با تشرّف به آستانة مقدس حضرت علي بن موسي الرضا عليهالسّلام، زعامت حوزة علميه را به عهده گرفته و روحانيّت اين شهر مقدّس را در پيشبرد امور علمي و ديني ياري بخشد.
[بازگشت]
سفر به زادگاه
در همين روزهائي كه آن مجاهد خستگيناپذير در قم توقّف داشته، از سوي علماء و روحانيّت و ساير قشرهاي مردم شيراز طيّ تلگرامها و نامههائي از ايشان دعوت و تقاضا شد تا با عزيمت به زادگاه خويش شهر شيراز، مشتاقان و آشنايان و دوستان را به فيض ديدارش نائل سازد. معظمٌله به منظور اجابت دعوت و انجام يكي از مهمترين اَعمال اسلامي يعني صلة رَحِم كه بر تداوم آن در اسلام تأكيد شده است، در تاريخ 28 ذيحجةالحرام 1359 هجري برابر با 10 دي 1354 شمسي راهي شيراز شد و هنگام ورود به اين شهر از طرف علماء و روحانيان و ساير قشرهاي مردم مورد استقبال با شكوهي قرار گرفت، و با توجه به اينكه دستگاه امينّتي و ساواك منحلّه، كنترل شديدي را در فرودگاه شيراز معمول داشته بود، معالوصف استقبالي كه از معظمٌله به عمل آمد، در تاريخ اخير شهر شيراز بيسابقه بود و مردم بدون توجه به هر گونه عكسالعمل دستگاههاي امنيّتي كه ممكن بود نسبت به آنان صورت گيرد، مَقدم مرجع عاليقدر، مرحوم آيتاللهالعظمي شيرازي را گرامي داشتند. آن مرجع مجاهد پس از چند روز اقامت در اين شهر و بررسي وضع جامعة روحانيّت و رهنمودهاي لازم در جهت گسترش حوزة علميه و لزوم هماهنگي و مقاومت روحانيّت و ساير مردم در برابر مظالم رژيم جنايتكار پهلوي، شهر شيراز را به سوي مشهد مقدّس، آنجا كه پس از ترك نجف اشرف تنها قُرب جوار بارگاه قُدس حضرت ثامنالائمه عليهالسّلام ايشان را دلخوش ساخته بود، ترك نمود، تا در اين مكان مقدّس و به بركت انفاس قُدسيّه و معنويت آن حضرت، بتواند وظايف خطير اسلامي و مسئوليّتهاي سنگين و مبارزات خود را عليه ظلم و استبداد و كفر، هرچه بيشتر و مؤثّرتر تا مرحلة پيروزي كامل ادامه دهد.
[بازگشت]
مشهد مقدس كعبة دلها و ميعادگاه مشتاقان
شهر مقدّس مشهد به سبب وجود مرقد مطهّر ثامنالائمه عليه آلافالتحية و الثناء، ميعادگاه ارادتمندان و مشتاقان خاندان نبوّت و طهارت و مرود توجّه خاصّ شيعيان جهان مخصوصاً ايرانيان ميباشد، كه با اعتقاد قلبي و با هزاران آمال و آرزو از راههاي دور و نزديك طيّ طريق كرده و به قصد تشرّف و عتبهبوسي بارگاه قُدس رضوي متحمّل مشكلات فراواني ميشوند تا به درك فيض و سعادت نائل شوند. مضافاً به اينكه اين شهر مقدّس از نظر جاذبة توريستي در كشور ما بينظير ميباشد و به اقتضاي كِشش معنوي كه از ديرباز به هنگام آمدن حضرت علي بن موسي الرضا عليهالسّلام به اين سرزمين پيدا كرده، همواره مورد توجّه بوده و هست، و به دليل چنين شرايط خاصّ معنوي، حوزة علمية مشهد مقدّس داراي سابقة طولاني و كانون پرورش رجال بزرگ و شخصيّتهاي نامآور علمي بوده و قبل از رُشد و گسترش حوزة علمية قم، مهمترين حوزة علمية كشور ما بشمار ميرفته است. آثار علمي كُهن آن از سابقهاي بيش از هزار سال حكايت ميكند و در اين مدّت در رشتههاي مختلف علوم اسلامي از فقه و اصول و فلسفه و عرفان و تفسير و نجوم و طِبّ و غيره، دورههائي داشته و متخصصاني ارزنده به جامعه تحويل داده است.
[بازگشت]
بارگاه قدس رضوي عليهالسلام و مسجد گوهرشاد دو مركز پراهميت
با توجه به بارگاه قُدس رضوي عليهالسّلام و مسجد جامع گوهرشاد كه دو مركز پراهميّت و مورد توجّه همة شيعيان بوده و هميشه شاهد عظيمترين اجتماعات و در تمام دوران سال، شب و روز مركز نماز و درس و بحث و محافل تبليغاتي بزرگ و مراسم مذهبي و مركز نشر افكار و معارف اسلامي و تبليغ ايدئولوژي اصيل مكتب شيعه بوده و از هر جهت در چشم مسلمانان، بزرگ و با عظمت جلوه كرده، دستگاه فاسد رژيم سعي مينمود حتيّالامكان از چهرة قُدسي و وجهة معنوي اين مركز عظيم به نفع خود بهره گيرد و ميكوشيد با وسائل مختلف عدهاي مدّاح و دعاگوي جيرهخوار و مزدور و گروهي بردة ترسو و وحشتزدة گوش به فرمان را آماده داشته باشد تا وسيلة اجراي برنامههاي تبليغاتي دروغين دستگاه باشند و عملاً از تبليغات و بازگو كردن واقعيات و مسائل روز و حتّي بيان حقايق اسلامي جلوگيري نمايند و اگر احياناً گوينده و سخنراني در موردي براي بيداري مردم به بيان حقيقي ميپرداخت او را شديداً تحت تعقيب قرار ميدادند و در بازداشتگاهها با شكنجه و دشنام و اهانت به مقدّسات ديني، آنان را اذيت و آزار ميكردند.
[بازگشت]
بهرهبرداريهاي جنايتكارانة ساواك
كوتاه سخن اينكه ساواك منحلّه در شهر مقدّس مشهد با بهرهبرداريهاي سوء از بودجههاي مختلف آستانه و مسجد گوهرشاد و اوقاف و غيره، در طبقات مختلف و قشرهاي گوناگون به حيلههاي متفاوت نفوذ كرده و با زير نظر گرفتن كليّة برنامهها و مراكز تبليغاتي، جوّ سياسي و فضاي انقلابي مشهد و خراسان را به نفع خود تغيير داده، و مشهدي را كه يك روز به خاطر حفظ حريم عفّت زن مسلمان، حادثة تاريخي و خونين مسجد گوهرشاد را آفريد و در پانزدهم خرداد 1342 مردانه رزميد و كشته داد، چنانش نمود كه كمكم ميرفت تا تغيير مسير دهد و مبارزاتش را از ياد ببرد و به عنوان يكي از پايگاههاي امنيّتي رژيم درآيد.
در چنين وضعيّتي افرادي بخصوص از جامعة روحانيّت بودند كه تحت تأثير اين برنامهها قرار نگرفته و پول و ارعاب و تهديد در آنان اثري نميگذاشت و هر كجا موقعيّتي را مناسب ميديدند، حقايق را بازگو ميكردند و در نتيجه بيشتر عُمرشان را در تبعيد و زندان و زير شكنجه به سر ميبردند، كه به عنوان نمونة بارز بايد از حضرت آيت الله خامنهاي - رياست جمهوري محترم وقت- و حجتالاسلام والمسلمين واعظ طبسي نمايندة محترم امام وتوليت آستان قُدس رضوي و شهيد بزرگوار حجتالاسلام هاشمينژاد رحمتاللهعليه نام برد كه هر يك از اينان به سهم خويش در تحقّق يافتن انقلاب اسلامي عظيم ايران بسيار مؤثّر و درخشندگي خاصّ و فوقالعادهاي را دارا بوده و هستند و در اين رهگذر متحمّل شديدترين فشارها و شكنجهها گرديدند.
[بازگشت]
آيتاللهالعظمي شيرازي وارد مشهد ميشود
در چنين روزهائي آيتاللهالعظمي شيرازي قُدّسسرّه وارد مشهد مقدّس شد. ابتدا معظّمٌله تصميم قاطعي براي اقامت دائم در اين شهر اتّخاذ ننموده بود و فكر ميكرد شايد تنها به زيارت مرقد مطهّر حضرت ثامن الحج عليهالسّلام موفّق شود نه اقامت در جوارش؛ ولي با مشاهدة جوّ اختناق و سيطرة شوم رژيم بر اين شهر مقدّس و عدم امكان فعّاليتهاي حوزة علميه به نحو شايسته و مظلوميت روحانيّت كه شديداً تحت فشار رژيم بود، خصوصاً در مقطع كوتاه بعد از رحلت مرحوم آيتاللهالعظمي ميلاني قدّسسرّه و بنا به تقاضاي اَكيد علماي اَعلام و مدرّسان حوزة علميّه و روحانيّت اين شهر مقدّس و با استخاره و استشاره از ذات مقدّس پروردگار متعال در حرم مطهّر حضرت ثامنالحجج كه نتيجة آن بسيار خوب بود، تصميم گرفت كه بر حسب وظيفة ديني در مشهد اقامت گزيند و ضمن انجام وظايف خطير مرجعيّت، در جهت پيشرفت حوزة علمية مشهد مقدّس و گسترش دادن به برنامههاي علمي و پرورشي و تربيت طلّاب علوم ديني و ساير شئون مرجعيّت، مبارزات قاطع خود را در برابر برنامههاي ضدّ مردمي و ضدّ اسلامي رژيم و تقويت روحي مردم براي مقابله با دستگاه حاكم، ادامه دهد.
[بازگشت]
فعاليت آغاز ميگردد
آن ميهمان عاليقدر بدين ترتيب فعّاليتهاي وسيع خود را در شهر مقدّس مشهد آغاز نمود. ابتدا مطرح شد كه جهت اقامة نماز جماعت و تدريس فقه و اصول، از مسجد گوهرشاد به منظور ارشاد بيشتر مردم مؤمن و معتقد استفاده نمايد؛ ولي ايشان با درايت و بينش خاصّي كه در خور يك رهبر روحاني و مذهبي است ـ با توجّه به اينكه مسجد گوهرشاد در آن روزها تحت كنترل شديد دستگاه بود و غالباً براي تبليغات به نفع رژيم و مخالف مسير نهضت اسلامي از آن استفاده ميشد ـ اين خواسته را رد كرد و براي اين منظور از منزل مسكوني خود استفاده مينمود.
روزها فضلاء و طلّاب به منظور كسب فيض و استفاده از درس فقه و اصول معظّمٌله به آنجا رفت و آمد ميكردند و ظهر و شب هم با برقراري نماز جماعت، طبقات ديگر راه خود را به آنجا يافتند.
ابتدا تجمّع مردم در بيت آيتاللهالعظمي شيرازي با اقامة نماز جماعت شكل گرفت؛ ولي كمكم با تشكيل جلسات و دعوت از خطبا و گويندگان مبارز در فرصتهاي مناسب مثل روزهاي جمعه و تعطيلي، ايام سوگواري، مواليد ائمّة معصومين عليهمالسّلام، اعياد اسلامي، دو ماه محرّم و صفر و ماه مبارك رمضان، اين محل به صورت يك مركز تبليغي صحيح به تدريح به عنوان پايگاه مبارزاتي ضدّ رژيم درآمد و توجّه طبقات مختلف مردم مشهد و ديگر شهرهاي استان خراسان و زائران مرقد مطهّر حضرت ثامنالائمه عليهالسّلام را به خود جلب كرد و مركز گرد همآئي عموم و كارآموزيها و آموزشهاي لازم در جهت مسائل اسلامي شد. از سوي ديگر وجود ايشان پشتوانة محكمي گرديد براي آن دسته از افرادي كه فشار خفقان و اختناق نفسهايشان را در سينههاي حبس كرده و با مختصر دمزدني هميشه در تبعيد و زندان به سر ميبردند. بخصوص آناني كه سوابق مبارزاتي معظّمٌله را در نجف اشرف عليه رژيم عراق و همچنين عليه رژيم ستمشاهي ايران از دوران حكومت سياه رضاخاني تا پانزده خرداد 1342 و بعد از آن ميدانستند، از اين پشتوانة معنوي و الهامدهندة آگاه و مجاهد، به جوش و خروش درآمده ونيروي تازهاي يافتند.
[بازگشت]
جو ّسياسي مشهد مقدس تغيير مييابد
سرانجام به همّت والاي ايشان و نيروي خستگيناپذير آن قشر معدود و بيدار كه در رأس آنها روحانيّت آگاه و مبارز قرار داشت، جوّ سياسي مشهد تغيير كرد و تودة محرومي كه سالها زير زور و ستم و اختناق، توان نفس كشيدن بر ايشان نمانده بود و از ترس دژخيمان ساواك آرام نداشتند، كمكم فرياد برآوردند و بدين ترتيب با سرعت هرچه بيشتر و زودتر مسير حركت مردم خراسان به جهت انقلاب و مبارزات ضدّ رژيم و عليه عُمّال پليد دستگاه سيا و صهيونيسم برگردانده شد و وحشتي در درون دستگاه حاكم بوجود آورد. در همين روزها بود كه رهبر فقيد عظيمالشأن انقلاب با خوشحالي فراوان در اعلاميههايشان از شهر مشهد به عنوان «شهر بيدار شده» نام ميبردند.
روزها از اقامت آيتاللهالعظمي شيرازي در مشهد ميگذشت و با گذشت هر روز و صدور اعلاميهها، پيامها و سخنان قاطع و ارزندة ايشان، موجهاي تازهاي از حركت اميدبخش مردمي پديد ميآمد و كمكم قشرهاي عظيمِ مردمِ ساكتِ رنجديده، مُهر سكوت را از لب برداشته و جرأت يافتند تا اغلب از مظالم و جنايات و اَعمال فاشيستي و ضدّ اسلامي رژيم سخن به ميان آوردند و درد دلهاي خود را بازگو كنند و به تدبير و چارهانديشي برخيزند و با گرد آمدن در اطراف بيت مرجع مجاهدشان آيتاللهالعظمي شيرازي و انسجام كامل ميان خود، به اين معني بينديشند كه در مقابل اين همه بيدادگري و كفر و جنايت، داراي تكليف شرعي هستند و به اين آگاهي، دست يابند كه اگر مسلمانان اين سرزمين به وظايف خطير ديني و تكليف اسلامي و انساني خود عمل كنند، نيروي ظالم را هر چند هم كه قدرتمند باشد به زانو در خواهند آورد؛ بخصوص در شرايطي كه سخنرانيها و پيامهاي الهامبخش و تكان دهندة رهبر فقيد انقلاب امام خميني رحمتاللهعليه در ادامة راه نهضت اسلامي، قدرتها و نيروهاي مردمي پراكنده را به يكديگر نزديك ميساخت و اين نيروها با پيوند به مرجعيّت در مسير تازهاي از مبارزه و حركت زندگيساز قرار ميگرفتند. كمكم جوّ آرام و بيتفاوت مشهد به محيطي سرشار از تلاشهاي اميدبخش تبديل گرديد و بيت اين فقيه مجاهد و آگاه به پايگاه عظيمي مبدّل شد كه در ماهها و روزهاي قبل از پيروزي انقلاب، ميعادگاه عامّ مردم بپاخاسته و مبارز مشهد بود و با هدايت و تدبير آن مرجع عاليقدر و همكاري مستمر و مؤثّر علماي اَعلامِ مشهد مقدّس همانند حضرات آيات: حاج شيخ ميرزا جواد آقا تهراني، حاج شيخ ميرزا حسنعلي مرواريد، حاج شيخ ميرزا علي آقا فلسفي، حاج شيخ ابوالحسن شيرازي، حاج سيّد كاظم مرعشي، حاج سيّد ابراهيم عَلَمالهدي، حاج سيّد عزّالدين حسيني زنجاني، حاج آقا حسين شاهرودي و روحانيان آگاه و مبارز حوزه بود كه اجتماعات و تظاهرات عظيم مردم از اين محل شكل ميگرفت و خروش آنان شهر را به لرزه در ميآورد و در همين پايگاه مبارزاتي بود كه به وسيلة علماء و روحانيان مبارز و متعهّد تصميمگيريهاي انقلابي اتّخاذ ميشد و براي مقابلة شديد با رژيم و عُمّال سرسپردهاش، حركتهاي وسيع و همهجانبه صورت ميگرفت.
[بازگشت]
مأمن وپناهگاه مردم
مردم قهرمانپرور شهر خون و قيام، مشهد مقدّس در طول دوران مبارزات بيامان خود بر ضدّ رژيم ستمشاهي، بيت فقيد سعيد آيتاللهالعظمي شيرازي رضواناللهتعاليعليه را به عنوان مأمن و مركزي براي حركتهاي هماهنگ مبارزاتي برگزيده بودند و با اجتماع در اين محلّ و تقويت نيروي معنوي و ايماني خود، در پناه روحانيّت متعهّد، به مقابله با دشمن ميشتافتند و پيامهاي كوبنده و خطدهندة رهبر فقيد انقلاب، امام اُمّت را كه از خارج ميرسيد و نيز اعلاميهها و بيانيههاي تهييجكننده و نيروبخش آن مرجع مجاهد و فقيد سعيد كه از اين محل صادر ميشد و سخنرانيهاي پرشور و تكاندهنده و نيروبخش سخنرانان مبارزي همچون حضرات آقايان سيّد علي خامنهاي (رهبر معظّم انقلاب)، واعظ طبسي و شهيد بزرگوار هاشمينژاد، حركتهاي هماهنگ و مبارزات يكپارچهاي به همراه داشت، تا آنجا كه در برابر اين بيت و خيابانهاي اطراف، دژخيمان پهلوي در چند نوبت با حملهاي سبعانه به مردم مبارز و با ايمان اين شهر مقدّس و گلولهباران نمودن بيت آن مرجع مجاهد، عدهاي از فرزندان مسلمان اين سرزمين را به شهادت رساندند، اما در برابر هر تهاجم و هر اقدام وحشيانة دژخيمان رژيم و هر كشتار، فريادهاي «اللهاكبر» اوج بيشتر و قيام خونين مردم ابعاد وسيعتري به خود ميگرفت و آهنگ پيروزي را سريعتر ميساخت.
در اينجا به عنوان نمونه دومورد از اعلاميههاي آن فقيه بزرگوار و مجاهد نستوه در ارتباط با نهضت اسلامي ايران را به نظر خوانندگان گرامي ميرسانيم:
پيام آيتاللهالعظمي شيرازي به مناسبت هجرت رهبر انقلاب از نجف اشرف
بسم الله الرّحمن الرّحيم
ملت مسلمان و بپاخاستة ايران ايّدكم الله تعالي!
خبر بسيار مؤلمِ ترك نمودن حضرت آيتالله آقاي خميني دامتبركاتهالشريفه، نجف اشرف را، بر نگراني شديد اينجانب و حوزههاي علميه و عموم مسلمانان افزود. به وجود آوردن شرايطي كه منجرّ به اين قضيّة مؤلمه، آن هم در شرايط كنوني گرديد، جنايتي است بزرگ در مورد روحانيّت و يكي ديگر از جنايتهاي رژيم ظالم و ستمگر حاكم بر عراق است نسبت به مصالح عالة اسلام. مصائب و آلام ناگواري كه يكي پس از ديگري در اين سال بر اسلام و مسلمين و ملّت عزيز ايران وارد آمده و ميآيد، بسيار موجب ناراحتي گرديده و امسال را سال مصيبت و غم و اندوه قرار داده است. كشتارهاي پيدرپي مردم مسلمان و بپاخاستة ايران در نقاط مختلف كشور همه را در سوگ متسمرّ و مداوم نشانده و هنوز آلام عمومي تخفيفي نيافته كه متأسّفانه عُمّال پليد رژيم شاه، حوادث ناگوار اخير كرمانشاه و نقاط ديگر را بوجود آوردند.
خبر ناگوار تأسّفآور اخير مبني بر بوجود آمدن موجبات هجرت حضرت آيتالله آقاي خميني دامتبركاته از عراق بيش از هر چيز بر تألّمات عموم شديداً افزود. ما مسببّين و عوامل اصلي اين جنايت را أكيداً محكوم نموده وقطع ايادي آنان را از خداوند متعال مسئلت مينمائيم و خاطرنشان ميسازيم كه اينگونه تضييقات و فشارها ارادة جامعة روحانيّت و مردم مسلمان را در ادامة انجام وظايف اسلامي خطير خود سست نمينمايد؛ بلكه بر تصميم قاطع آنان ميافزايد.
اينجانب ضمن تلگرامي كه به معظّمٌله نمودم، خواستار شدم كه در هر شرايطي با تحمّل ناملايمات، نجف اشرف اين مركز عظيم اسلام را تك ننمايند و در صورت عدم امكان بر بقاء، خواستار شدم كه به ايران تشريف بياورند و در اينجا به انجام وظايف خطير و مسئوليّتهاي بزرگ خود ادامه بدهند؛ باشد كه هرچه سريعتر به هدف نهائي كه همانا براندازي حكومت ظلم و جور و بر پا نمودن حكومت جمهوري اسلامي است، نائل آئيم. ضمناً هرگونه تحوّل جديدي در رابطه با وضع معظّمٌله روي دهد، با اتّخاذ تصميمهاي مقتضي به اطّلاع عموم ميرسانيم. از خداوند متعال مسئلت مينمائيم كه هرچه زودتر پيروزي كامل را نصيب مسلمانان نموده و زمينة ظهور حضرت وليّ عصر ارواحنافداه را مهيّا فرمايد؛ انشاءاللهتعالي.
مشهد مقدّس: 3 ذيقعدةالحرام 1398 هجريقمري.
السيّد عبدالله الشيرازي
[بازگشت]
|