|
رضاخان عزل ميشود و فرزندش راه را ادامه ميدهد
در طول سالها اقامت فقيد سعيد آيتاللهالعظمي شيرازي در نجف اشرف و در جوار مرقد مطهّر مولا اميرالمؤمنين صلواتاللهوسلامهعليه، وقايع و حوادث ناگواري بر جهان اسلام بويژه كشور ايران گذشت، و خاندان منفور پهلوي (پدر و پسر)، آن دستپروردگان استعمار، در مخالفت با اسلام و تضعيف روحانيّت و سوق دادن ايران به سوي فساد و فرهنگ بيبندوباري غرب و اسارت ملّت محروم و مظلوم ايران، آنچه را در توان داشتند بكار گرفتند.
با پايان يافتن دوران سياه رضاخاني و جنايات و مظالم فراواني كه در آن مدّت بر ملّت مسلمان و محروم ايران وارد آمد، انتظار ميرفت از اين پس اُفق روشن گشوده شده و ملّت مسلمان و ستمديدةايران از امنيّت اجتماعي و آسايش فكري و ديني نسبي برخوردار شود و علماء و روحانيان در انجام وظايف اسلامي و تكاليف الهي خود آزادي عمل لازم را به دست آورند و گويندگان و خطبا بتوانند در راه ارشاد و هدايت جامعه، رسالت خطير خود را ايفا نمايند؛ اما ديري نپائيد كه اين اميد به يأس مبدّل شد و با گذشت مدّتي كوتاه كه به ظاهر و بر حسب مصلحت و نظر اربابان، پسر خلفِ (!!) رضاخان قُلدر، دم از اسلام و علاقمندي به روحانيت ميزد، نقاب از چهرة ناپاكش فرو افتاد و ماهيّت پليدش كه از همان سرچشمة كثيف پدر نشأت ميگرفت، برملا گشت و به تدريج همان اقدامات ضدّ اسلامي و خلاف انسانيّت پدر و بلكه بدتر از او را شروع نمود تا آنجا كه خودش تصريح ميكرد كه: من منويّات پدرم را اجرا خواهم كرد، و به صراحت بر تمامي اعمال ننگين پدرش صحّه گذارد و بدين ترتيب، نه تنها كوچكترين روزنههاي اميدي هم كه وجود داشت مسدود گرديد، بلكه هر روز حلقههاي زور و فشار و اختناق و محدوديّتهاي شديد ديني و اجتماعي تنگتر ميشد.
[بازگشت]
مراجع پيوسته مراقب اوضاع بودند
به هر جهت، روزهاي سياهي بر اين ملّت ميگذشت و راه گريز و نجات از اين ورطة هولناك هر روز مشكلتر ميشد. مراجع و علماء، چه در ايران و چه در نجف اشرف پيوسته مراقب اوضاع بودند و با هر يك از مراحل مخاطرهآميز كه از طريق رژيمهاي استعماري ايران مطلبي به عنوان قانون و مقررات (!!) بر ملّت تحميل ميشد، به صورت هماهنگ به مخالفت برميخواستند. اين مقطع از تاريخ ايران، به دليل بروز تحوّلات سياسي مهمّ، از حسّاسيّت شديد و فوقالعادهاي برخوردار بود، و در حاليكه استعمارگران بينالمللي با سعي و كوشش در تسلّط هرچه بيشتر و جابجا كردن مهرههاي مزدور خود به منظور استثمار ملّت ايران و حفظ منافع سراشر خويش، تلاش مذبوحانهاي به كار گرفته و هر روز با طرح توطئه و دسيسههاي مختلف و متشنّج ساختن اوضاع داخلي و ايجاد تفرقه، حضور خود را در اين كشور اعلام ميكردند، روحانيّت با تمام هوشياري و بيداري دست به حركتي عميق و اساسي زده و در راه انجام خطيرترين مسئوليت و بزرگترين وظيفه كه همانا شالودهريزي براي تشكيل حكومت عدل اسلامي است، در صدد برآمد كه با برنامهريزي جديدي در برابر توطئههاي آنان قد علم نموده وبا به دست گرفتن قدرت، كشور را از ورطة هلاكت نجات بخشد.
[بازگشت]
حمايت آيتاللهالعظمي شيرازي از مرحوم كاشاني
فقيد سعيد آيتاللهالعظمي شيرازي كه از جمله مراجع و شخصيّتهاي علمي نجف اشرف بود و در آن مقطع حسّاس، از اوضاع سياسي و اجتماعي ايران و نيز از ماهيّت پليد رضاخان و اهداف خيانتآميز كودتاي ننگين 1299 و ساير تحوّلات انجام شده كه منجر به كنار گذاردن پدر و بر سر كار آوردن پسر گرديد، آگاهي كامل داشت، در جهت حمايت و كمك به آيتالله كاشاني از بذل هرگونه مساعي جميله دريغ نميفرمود و همواره طيّ مكاتباتي با علماي اَعلام ايران و با شخص ايشان، نقطهنظرهاي خود را اعلام ميداشت؛ ولي با كمال تأسّف از آن مكاتبات، چيزي در دسترس نيست جز متن يكي از نامههائي كه مرحوم آيتالله كاشاني در پاسخ به يكي از مرقومههاي آيتاللهالعظمي شيرازي به نجف ارسال داشته است.
[بازگشت]
15خرداد، روز قيام همگاني
محرّم سال1383 فرا ميرسد. عاشوراي حسيني بار ديگر تجديد ميشود. روحانيان و گويندگان در مجالس، خطري را كه از سوي رژيم بر اسلام متوجّه شده يادآور ميشوند. نوحهها و اشعار مذهبي رنگ انقلاب به خود ميگيرد.
شب دوازدهم محرّم1383 ـ 15 خرداد 42 فرا ميرسد. به دنبال دستگيري جمع زيادي از روحانيان مبارز در شهرستانها حملة بيشرمانة رژيم به قم آغاز ميشود. دژخيمان در آن نيمهشب مأموريّت پليد خود را كه دستگيري رهبر فقيد انقلاب آيتاللهالعظمي امام خميني است، با كمال وقاحت انجام داده و اسائة ادب نسبت به روحانيّت را از افتخارات خود ميدانند. در همين احوال، آيتالله قمي از مشهد و مرحوم آيتالله محلّاتي نيز از شيراز دستگير و به تهران آورده ميشوند. مردم قم و ديگر شهرهاي ايران به محض شنيدن خبر دستگيري رهبر انقلاب و ديگر علماي اَعلام، اندوهناك وخشمگين، با شعارهاي كوبنده عليه رژيم به خيابانها آمده و دست به تظاهرات و راهپيمائي اعتراضآميز ميزنند و دژخيمان و مأموران سفّاك شاه نيز مخصوصاً در قم و تهران به مقابله ميپردازند.
مرحوم آيتاللهالعظمي شيرازي مرجع مجاهدي كه همواره زندگيش سرشار از مبارزه با ظلم و استبداد و اَعمال فاشيستي و جنايتها و خيانتهاي استعمار و اقدامات ضدّ اسلامي است، آشفتهتر و پرخَروشتر از هميشه به محكوم كردن شاه و تقبيح اَعمال ضدّ انساني و خلاف اسلامش ميپردازد و با اعلاميهاي مفصل و شديداللحن كه از سوي ايشان صادر ميشود، دستگيري حضرت آيتاللهالعظمي امام خميني را از جنايات فجيع رژيم شمرده و هشدار ميدهد كه ملّت مسلمان ايران اين جسارت و اهانت به ساحت مقدّس روحانيّت را با قيام خود و ويران نمودن كاخهاي ظلم و ستم شاهي پاسخ خواهد داد و مراجع و روحانيت نيز در پيشاپيش نهضت، همچنان مصمّمتر و پرتوانتر، حركت اسلامي خود را تا پيروزي نهائي ادامه خواهند داد.
[بازگشت]
عاقبت گرگزاده گرگ شود
مرحوم آيتاللهالعظمي شيرازي در بيانية خود، ضمن اشاره به جنايات رضاخان قُلدر در ايجاد حوادث خونيني چون كشتار مسجد گوهرشاد و اهانت به عفّت زن مسلمان و مخالفت با اسلام و روحانيّت و شكست مفتضحانهاش در اين راه، فرزند پليد او را كه فراتر از پدر جنايتكارش در راه مخالفت با اسلام و سپردن امور سياسي و اقتصادي مملكت به بيگانگان و استعمارگران و غارت بيتالمال و خيانتها و جنايتهاي بيشمار ديگر گامهائي بر ميدارد و رِفُورم امريكائياش (!!) كشور و ملّت ايران را به مخاطرة شديد افكنده است، مورد تقبيح و نكوهش قرار داده و با عنوان نمودن اين مطلب كه «عاقبت گرگزاده گرگ شود»، مردم ايران را به مقاومت هرچه بيشتر در جهت براندازي بساط ننگين حكومت او دعوت ميفرمايد.
آن فقيد سعيد همچنين طيّ تلگرامهاي جداگانهاي به عنوان مراجع تقليد ايران، از جنايت رژيم در مورد دستگيري رهبر فقيد انقلاب حضرت آيتاللهالعظمي امام خميني و ساير علماي اَعلام اظهار تألّم و تأثّر نموده و نصرت و پيروزي مسلمانان را از خداي بزرگ مسئلت مينمايد. همچنين در تلگرامي به عنوان شخص ايشان به زندان، از اين حادثه مؤلمه ابراز تأسف شديد نموده و مبارزة بحقّ آن مرجع عاليقدر را مورد تأييد و تجليل قرار ميدهد و يادآور ميشود كه جنايات رژيم ننگين ايران و اسائة ادب به ساحت قُدس روحانيّت، مورد تنفّر شديد بوده و روحانيت اسلام در برابر اين جنايات ضدّ اسلامي قاطعانه خواهد ايستاد.
[بازگشت]]
بيانية آيتاللهالعظمي شيرازي به مناسبت اولين سالگرد 15 خرداد 42
بسم الله الرحمن الرّحيم
اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ راجِعون
بدترين ننگ تاريخ ايران، نموداري وحشيانه از استبداد سياه سلطنت قرون وسطائي، قتل عام مخالفين استبداد. يك سال از فاجعة جانگداز كشتار دستهجمعي پانزدهم خرداد ميگذرد كه توسط قواي استبداد سياه جهنمي، آدمكشيهاي قرون وسطائي با چهرة وحشيانهتري تجديد شد. هزاران نفر از برادران مسلمان به جرم طرفداري از نواميس مقدّسة مذهبي و پيروي از مراجع بزرگوار تقليد و به جرم مخالفت با بدعتهاي روزافزون حكومت عليه دين و قانون در ايام عزاداري خامس آلعبا به رگبارهاي مسلسل بسته شدند و بدنهايشان همچون قربانيهاي مني با تراكتورها به زير خاك پنهان گرديد. اين حادثه به فاصلة دو ماه و نيم پس از تخريب دانشگاه جعفربنمحمد عليهماالسّلامِ مدرسة فيضية قم اتفاق افتاد كه در روز شهادت آن حضرت قواي انتظامي و فدائيان شاه با آواز مرده باد قرآن، به حكم قانون (!) مدرسه را ويران و سر و دست طلّاب بيرمق را شكستند و با كارد و چماق و سنگ،گروه انبوهي را مجروح و زمين مدرسه را به جُرم علم و ديانت به خون طلّاب رنگين ساختند. شاه از راديو گفته بود: دو سه ميليون از جمعيت بيست ميليوني مرا بس است. مقصود از اين دو سه ميليون افراد معدودي از درباريان و مردمان هرزه و بيايمان و زنان ولگرد بيحيائي ميباشند كه به عنوان پيشقدمان انقلاب سفيد معرفي ميشوند. و نقطة مقابل آنها كه به عنوان مرتجعين و مخالفين اصلاح در سخنان شاه تكرار ميشوند، طبقة راقية مملكت: پيشوايان ديني، مراجع تقليد، گويندگان مذهبي، استادان دانشگاه ايران و دانشجويان آزاديخواه و ساير مسلمانان آزاديخواه هستند. پنجة انقلاب سفيد شاهنشاه (!!) حبس و تبعيد و انواع تعذيب و شكنجة اين طبقة شريف و اصيل است. انقلاب سفيد شاه(!!) اهل دين و دنيا را عليه وي شورانده تا به جائي كه در قلب اروپا با فرياد «شاه! از شهر فلورانس بيرون شو؛ خوشگذراني بس است» و در ديگر ممالك خارجه با فرياد «مرگ بر شاه» و «شاه قاتل است» روبرو ميشود. دو حادثة تخريب فيضيه و قتل عام پانزدهم خرداد، فاجعة عاشوراي سرور شهيدان را نمودار ميكند جز آنكه يزيد كربلا پس از اندگي متنبّه شد و اجازه داد بازماندگان اين فاجعه براي كشتهشدگان خود عزاداري كنند؛ ولي قهرمان انقلاب سفيد ايران (!) با كمال قساوت اجازة عزاداري به هزاران خاندان عزادار كه عزيزان خود را از دست دادهاند نداد، در صورتي كه براي يك نفر از مهندسين اصلاحات ارضي در شيراز كه به عللي كه همه ميدانند به هلاكت رسيده سر و صداها راه انداخت و به عنوان شهيد راه اصلاح، مجالسي به عنوان يادبودش منعقد ساخت و مبالغ هنگفتي از بيتالمال را كه هميشه خرج ولگردي ميكند بدين منظور به مصرف رسانيد. صحن حضرت سيدالشهداء عليهالسّلام روز دوازدهم محرّم امسال شاهد منظرة هيجانانگيزي بود كه انبوه جمعيت ايراني و غيرايراني با تذكراتي چند از حادثة پانزدهم خرداد سيل اشك بر مقتولين خود روان ساختند و بر ارواح جهنمي مؤسّسين اين فاجعه هزاران لعن و نفرين كردند. امسال در اثر تضييق و فشار و جلوگيري دستگاه جبّار و ضدّاسلامي شاه، مراسم عزاداري در ايران به صورت ورشكسته نمودار شد. چند سالي است كه همانند متوكّل عباسي از آمدن زوار به عتبات مقدّسه جلوگيري كردهاند؛ گرچه امسال گروه زيادي با تحمّل مشقّتها و صرفنظر از كراية سنگين برگشت هواپيما از حج به زيارت شتافتند.
مردم شريف ايران، بدانيد خداوند حافظ دين خود و حضرت وليّ عصر عجّلاللهتعاليفرجهالشّريف حامي شما است و لازم است هرچه بيشتر از مراجع مجاهد تقليد تبعيّت و از احكام حكومت لامذهبي وقت سرپيچي كنيد. واللهُ غالبٌ عَلي أمرِه.
پروردگارا، آنان كه بدنهاي برادران ما را قطعهقطعه كردند و به كوچك و بزرگشان رحم ننمودند و آشيانههاي طلّاب علوم ديني را ويران ساختند به شرافت مقرّبان درگاهت، كاخهايشان را ويران بساز و عزيزانشان را و خودشان را به آتش بسوزان. والسلام علينا و علي عبادالله الصالحين.
نجف اشرف، محرّمالحرام 1384 هجريقمري
الاحقر السيّد عبدالله الشيرازي
[بازگشت]]
استفتاء در مورد محاكمة قاتلان حسنعلي منصور
متن استفتاء علماء و مدرّسان حوزة علمية قم از حضرت آيتاللهالعظمي شيرازي و پاسخ معظمٌله در رابطه با قتل حسنعلي منصور و عدم جواز محاكمه و مجازات گروه محمّد بخارائي از اين قرار است:
بسم الله الرّحمن الرّحيم
محضر مبارك حضرت آيتاللهالعظمي جناب آقاي شيرازي مُدظلّهالعالي، نجف اشرف.
به عرض عالي ميرساند: پس از حادثة قتل حسنعلي منصور كه بر خلاف نَصِّ آية كريمة «وَلَنْ يَجْعَلَ اللهُ لِلْكافِرينَ عَلَي المُؤمِنينَ سَبيلاً» بيگانگان را بر ملّت مسلمان ايران مسلّط كرد و استقلال مملكت را به مخاطره انداخت، علماء و جامعة روحانيّت را كه «الرّادُّ عَلَيْهِمْ كَالرّادِ عَلَي اللهِ» به طرز موهني ستون پنجم ناميد، و مرجع عاليقدر حضرت آيتاللهالعظمي آقاي خميني مدّظلّه را تبعيد كرد، درست هويدا بالغ بر صد نفر از روحانيون و مردم مسلمان و متديّن بازار تهران را كه به پاكدامني و تقوي و صلاح و سداد معروفند دستگير و زنداني كرد و از اين عده 13 نفر را به اتهام شركت و مباشرت در قتل منصور با تقاضاي اعدام، تسليم دادگاه نظامي نمود، دادگاه سرّي فرمايشي هم چهار نفر را به اعدام و بقيّه را به حبسهاي طويلالمدت محكوم ساخت، با توجه به عمليّات موهن دولت منصور نسبت به روحانيّت و قوانين ضدّ اسلامي و ضدّ استقلال كه شخص مزبور را در حال مبارزه با اسلام و استقلال مملكت قرار داده بود و با توجه به اينكه آقايان دستگيرشدگان از بهترين افرد سرشناس روحانيّت و بازار تهرانند و با ملاحظة اينكه كيفيّت وقوع حادثه، دلايل اتهام، جريان دادگاه و دفاعيات متهمين هيچكدام به اطلاع ملّت ايران نرسيده است و در صورت صحّت اتهام، عمل مزبور ناشي از روح دين و احساسات مذهبي نامبردگان در برابر اختناق و فشار حكومت منصور و مبارزة صريح او با اسلام و روحانيّت بوده است، بيان فرمائيد::
آيا رأي دادگاه كذائي كه سرنوشت آن در دادگاه تجديد نظر معلوم نيست، با موازين شرع مقدّس اسلام مطابقت دارد يا خير؟ و آيا اعدام و حبس اين عدّه بر مبناي حكم دادگاه مزبور جايز است يا نه؟
متمني است براي استحضار ملّت ايران كه با ناراحتي شديد، منتظر فتواي مراجع عِظام هستند، رأي مبارك را صريحاً مرقوم فرمائيد.
متن پاسخ فقيد سعيد آيتاللهالعظمي شيرازي:
بسم الله الرّحمن الرّحيم وَ لَهُ الحَمْد
حضرات حجج اسلام آقايان مدرسين و فضلاي حوزة علمية مقدسة قم دامت افاضاتهم.
پس از اهداي سلام و استدعاي دوام توفيقات آقايان از محضر مقدّس خداوند متعال، در پاسخ سئوالات فوقالذكر آن حضرات: همچنانكه ميدانيد حكومت جائر ايران در اين دو سه سالة اخير آنچنان زبانة آتش ظلم و استبدادش بالا گرفته كه به منظور بقاي خود و انجام اوامر اربابان نصاري و يهود از هيچگونه عمل خلاف دين و قانون و انسانيت فروگزار نكرده و از نصايح ساير مراجع تقليد عِظام و علماي اَعلام و ناصحان و خيرانديشان ملّت اثري جز مزيد شرارت به وجود نيامد (وَ ما زادَهُمْ إلّا طُغْياناً وَ ظُلْماً) و پس از جعل قوانيني بر خلاف ديانت مقدّسة اسلام و خونريزيها از قبيل فاجعة عظيمة مدرسة قم و كشتار هزاران نفر از ملّت مسلمان ايران در روز 12 محرّمالحرام به جرم حقگوئي و مساعدت علماء كه فراموش شدني نيست و ساير قضايا از حبس و تضييق بر حضرات علماي اَعلام و بزرگان ملت، دولت منصور به دستور شاه و مساعدت مجلسين مصنوعي محرّم دست به نغمة بالاتر زده و ملّت مسلمان ايران را با تصويب نمودن مصونيت اتباع امريكا بردة اجانب قرار داده و مملكت مستقل چند هزار سالة ايران را تحت استعمار حقيقي اجانب قرار داده، حضرت آيتالله خميني را كه يكي از مراجع تقليدند به جرم نصيحت و حقگوئي و برملا ساختن خطرات و نكبات اين تصويبنامه بر خلاف قانون به خارج كشور تبعيد نموده كه اكنون اطلاع صحيحي از حال و مكان ايشان در دست نيست، در حاليكه مراجع تقليد به نَصِ قانون علاوه بر آزادي نطق و بيان، مصونيت دارند. البته به مقتضاي علاقه به ديانت و ناموس و آب و خاك چنانچه حوادثي از قبيل قتل منصور و مانند آن پيش آيد جاي هيچگونه تعجبي نيست و به طور مسلم حكم دادگاه در اين باره نسبت به اعدام و حبس آن عدّه هيچگونه از نظر شرع ارزش ندارد و نميتوان آنها را مُفسد خواند؛ بلكه مُفسد واقعي دستگاه جبّار حكومت است كه در واقع خود سبب اينگونه حوادث ميشود. وَ إذا قِيلَ لَهُمْ لاتُفْسِدُوا فِي الْاَرْضِ قالُوا إنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ ألا إنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلكِنْ لايَشْعُرُونَ. والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته.
نجف اشرف، صفرالخير1385 هجريقمري ـ السيّد عبدالله الشيرازي
[بازگشت]] |